دومین دیدار
اخخخ قوربون اون قدو بالای فسقلت بشممم م ن که اینقدر کوشولویی تو تمام زندگی من و بابایی مامانی همیشه نگرانتممم همش میگم خدایا این ووروجکمو برام حفظ کن چیکار کنم اخه دیگه همش ب فکرتم ارم پا میشم میشینم می خوابم خخخخ چیکار کنم دیگه امروز باز رفتم دیدیم اخخخ چه لذت بخش دیدن نیمی از وجود خودت و همسرت خدایا قسمت همه بکن ا ین لحظه ها رو در اصل نباید میرفتم سونو تا 10 روز دیگه اما راستش درد شکم گرفتم و ترس ورم داشت گفت م بزار ببینمت خیالم راحت بشه رفتم رو تخت دراز کشیدم و دکتر با یه ذوقی تعریف میکرد میگفت الان داره پاهاو دستای کوچولوشو تکون میده الاهی فدات بشم تا مانیتورو برگردوند طرفم تو برگشتی ای جیگر من اینم ع...
نویسنده :
narges
1:49




